پارت صد و پنجاه و نهم :

اردوان_ حق نداری از من فاصله بگیری... نه الان... نه بعدا... نه هیچ وقت.
_ اردوان.
اردوان_ ششششش... دهنت رو ببند خفه شو.
و همون لحظه، همه‌ی دنیا برام ایستاد.
فقط گرمای عجیب و نا به هنگام لب‌ هایی که هرگز فکر نمی ‌کردم اجازه‌ی لمسشون رو داشته باشم، روی لب‌ هام نشست.
ضربان قلبم مثل پتک توی قفسه‌ی سینه‌ ام کوبید و چشم‌ هام تا آخرین حد ممکن گشاد شد.
نفسم توی گلو قفل شد.
مغزم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهبد
شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) رادان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز داروین
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز نوید
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز نیواد
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت البرز در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) البرز
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) پونه
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) دلوین
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) هومان
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    آخر پارت با بهراد کلاً فضای داستان عوض شد. انگار از یه رمان عاشقانه پرت شدم وسط یه فیلم جنایی😩😰

    ۱۵ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دیگه باید به این تغییرهای یکهویی عادت کرده باشین 🤭 پارت طولانی میخوایین اینطوریه

    ۱۴ ساعت پیش
  • فاطمه

    0

    فکر کنم سوتفاهم شد کامنتم اعتراضی نبود اتفاقا هرچی طولانی تر بنویسی بیشتر دوست دارم یه جور تعریف بود عزیزم😍😉👍👍

    ۱۴ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نه عزیزم منم ناراحت نشدم که 😂😍🫂میشناسمت میدونم منظورت چیه گل من بمونی برام

    ۱۴ ساعت پیش
  • فاطمه

    0

    قطعا یه راز بزرگ

    ۱۵ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۱۴ ساعت پیش
  • نیدا

    0

    از شوخی و دعوا یهو رسیدیم به غم مادر اردوان چه قدر خفن❤️

    ۲۱ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۱۵ ساعت پیش
  • یگانه

    0

    مادر اردوان بوی وانیل می داد هومان گفت اون دخترم بوی وانیل می داده دلوین گفته مدت هاست عطر ی میگرم که بوی وانیل بده هومان گفت اگر چشمای اون دختر شبیه چشمای مادرم باشه نمی تونم چشماشو ازش بگیرم رادان برادر هومان و مادر رادان و هومان و اردوان احتمالا مشترکه یکی از این دو شخص مرد مخفی هومان یا رادان

    ۵ روز پیش
  • المیرا

    4

    منم با چیزهایی که گفتی تقریبا موافقم فقط ی مشکلی هست. اینا سن هاشون خیلی به هم نزدیکه، یعنی ی نفر نمیتونه اینا رو زاییده باشه 😭😂. مخصوصا رادان و اردوان که یکی دو ماه با هم فاصله دارن. باز هومان و اردوان اگه برادر باشن منطقی تره. نمیدونم واقعا گیج شدم.

    ۴ روز پیش
  • یگانه

    0

    هومان ۲۹ سالشه اردوان فکر کنم ۲۷ سالش باشه رادان رو یادم نمیاد چند ساله بوده مطمئنین ۲ ماه از رادان کوچیک تره؟ دوستان اگر احتشام دلوین رو بفرسته سراغ هومان پس پدر دلویس کوچولو هومان، علاوه بر اون هومان کسایی رو دور برش داره که می خواد مراقب پونه باشن، از حرفاش بوی قدرت میاد نمی دونم منم گیج شدم

    ۴ روز پیش
  • مریم

    0

    اون شب تولد اردوان وارد ۲۹ سالگی شد

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره عزیزم

    ۴ روز پیش
  • مرد مخفی

    0

    بابا مگه دلویس پدر رادان نبود اخه چجوری ممکنه هومان پدر دلویس باشه

    ۴ روز پیش
  • مرد مخفی

    0

    ریدم این چی بود نوشتم💀 آقا اشتباه تایپی بود منظورم اینه مگه دلویس پسر رادان نبود 😵 💫🗿

    ۴ روز پیش
  • مرد مخفی

    0

    بابا 💩 تو این کیبورد بازم اشتباه شد دختر رادان نبود *😡🗿

    ۴ روز پیش
  • المیرا

    0

    مخفی جان خدا خفت نکنه. مردم از خنده 🤣🤣

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂😂

    ۴ روز پیش
  • یگانه

    0

    معلوم نیست پدر دلویس دقیقا کیه دلویس چشماش ابیه "رادانم چشماش ابیه اماما نمی دونیم چشمای هومان چه رنگیه بید ببینیم هومان و دلوین با هم آشنا میشن یا نه فکر کنم مهبد برای مرد مخفی کار کنه بهراد گفته بود مهبد برای یکی کار می کنه و.. که تو کار خلافه انگار همون وارد کننده دارچین

    ۴ روز پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    نگاههای شهرام به مهبد هم حس میکنم مشکوک بود

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۴ روز پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    مهبد برای مرد مخفی یا شاید هم مرد وحشی کار کنه چون شهرام وقتی به مهبد نگاه کرد من حس کردم از مهبد میترسید که چیزی لو بده :/

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اون نگاه میتونه بی دلیل یا با دلیل باشه

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خودتو اذیت نکن بچه ها خودشون درست میخونن😂

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اها اشتباه تایپی بوده😂😂

    ۴ روز پیش
  • حنانه

    0

    فعلا که مشخص نیست پدر دلویس کیه ما حدس زدیم رادان باشه اونم صرفا به خاطر رنگ چشماش و از طرفی به خاطر اینکه رادان دوروبر دلوین بود اون موقع

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۴ روز پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    بچه ها دلویس توهمه وجود نداره🤣🤣من به همه چیز این رمان مشکوکم شاید اصلا ما داریم توهم می زنیم که رمان می خونیم 😅😅

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    کی گفته دلویس توهمه؟ من بوسه بین اردوان و دلوین رو گفتم

    ۴ روز پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    منو سرکار می زاری آره ،،منم دلویس توهم می دونم 😂🤣🤣تو با احساسات من بازی کردی 😆

    ۴ روز پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    رسما بر علیه کیانا شورش کردی؟😂

    ۴ روز پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    پس چی من سر اردوان شوخی ندارم 😂،،انقد ذوق کردم همش الکی بود 😭حالا درست حسش تو استخر واقعی بود ولی بوسش توهم بود بازم چیزی رو عوض نمیکنه🤨😎

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    پس لازم شد یه پارت خفن بنویسم از دلت در بیارم😉😁

    ۲ روز پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    واقعاً 😃😀 این کارو می کنی 😍🤗پس من منتظر میمونم یادت نره هاا😊نویسنده ی جون جونی❤️

    ۲۱ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    چشم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۱۵ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دقیقا😂

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دقیقا😂

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    آها من فکر کردم از حرفم اینو برداشت کردی😂

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دلویس پدر رادان؟

    ۴ روز پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    آره هومان کم کسی نیست از طرفی کیانا گفته بود که جزو کرکترهای اصلیه هومان و این که رادان یکی دو ماه از اردوان کوچیکتره توی پارت 80 به بعد که تولد اردوانه دلوین به این موضوع اشاره کرد که دو ماه اختلاف سنی دارن

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره عزیزم هومان یه ادم قدرتمنده

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    رادان هم 27 سالشه همسن اردوان

    ۴ روز پیش
  • مرد مخفی

    0

    اینطوری مامان فقط میزاییده😂 بیچاره استراحت نداشته فقط تو بیمارستان بوده😂😂

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره 🤭🤭

    ۴ روز پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    آره دقیقا یه ماه فاصله سنی دارن(اردوان و رادان) ولی هومان میتونه گزینه خوبی باشه

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همنطوره

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اردوان و رادان یه ماه اختلاف سنی دارن

    ۴ روز پیش
  • مریم

    0

    نگفت اگه چشای اون دختره شبیه مادرم باشه نمیتونم بگیرم فقط گفت اون دختره رو مثل مادرم تجسم میکنم در حالی که مادرشو ندیده پدرش براش تعریف کرده

    ۴ روز پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    دقیقا خوشم میاد به جملات خیلی دقت میکنی مریم😂همیشه یه سری سوتفاهم های دیالوگی و مونولوگی ما رو رفع میکنی😍😎🤞

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره غلط گیر اشتباهات شماست

    ۴ روز پیش
  • مریم

    0

    خواهش میکنم عزیزم 😎🤭

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۴ روز پیش
  • حنانه

    0

    نه عزیزم هومان اصلا نگفته مادرش یا اون دختره بوی وانیل و لیمو میده (فقط گفته پونه اون بو رو میده) بعد دلیل حساسیتش روی این بو اینه که توی یکی از پارت ها گفته که این بو یه طورایی براش اشناست و حس خوبی بهش داره اما یادش نمیاد کجا حس کرده باشه

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره عزیزم

    ۴ روز پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    خب لازمه بگم که رادان و اردوان یه ماه فاصله سنی دارن یعنی اردوان یه ماه از رادان بزرگ تره

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    مادر هومان یه همچین بویی نمیده (یعنی توی رمان مطرح نشده) فقط یه حساسیت عجیب یه اشنایی عجیب سر این بو داره

    ۴ روز پیش
  • 🕊️سعیده

    3

    سلام شبتون بخیر بچه ها 🤗 امشب پارت نداریم؟؟

    ۳ روز پیش
  • حنانه

    0

    سلام عشقم چه خبر وای حسابی دلم برای چت کردن باهاتون تنگ شده عشقم من با کیانا تو پیوی حرف زدم گفت فردا شب میذاره درگیر بوده نتونسته بذاره🥺

    ۲ روز پیش
  • فاطی

    4

    وای منم خیلی دلم برای چت کردن تنگ شده دیشب پارت نداشتبم امشب هم احتمالا نداریم انگار چند ماهه پارت نداشتیم تااین حد دلتنگ پارت و چت با شمام🫠🥺

    ۲ روز پیش
  • حنانه

    0

    الهی قربونت برم منم همینطور❤️🫂

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤍

    ۲ روز پیش
  • مریم

    0

    اره انگار چند ماهه پارت نداریم🥺

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم🥺امشب پارت میذارم حتما

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم معذرت میخوام امشب پارت جدید روی سایته حتما

    ۲ روز پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    منم همینطور عزیزم 💝😘،حسابی عادت کردیم همین ساعت ها چت کنیم ،،من خبر نداشتم خیلی منتظر پارت بودم هم دیشب هم امشب همش میومدم چک میکردم 😥

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    من شخصا عذرخواهی میکنم درگیر بودم عزیزم ولی پارت امشب روی سایت میاد

    ۲ روز پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    خواهش میکنم ،،بلاخره پیش میاد برای هرکسی،،ماهم بیشتر برای که رمان دوست داریم از خوندش لذت می بریم این حرف می زنیم،،ممنونم انقد مثبت اندیشی حرف هارو از روی محبت می خونی🤗😍😘

    ۲۱ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم دختر مهربون

    ۱۵ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم مرسی که خبر دادی

    ۲ روز پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    فکر کنم ن🥺

    ۲ روز پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    😭😭چرا 😭😭چرا😉

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نگران نباش قشنگم

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🥺

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    سلام گل قشنگم امشب پارت جدید روی سایته متاسفانه این دو شب نرسیدم پارت خوب براتون بذارم

    ۲ روز پیش
  • تارا

    0

    الان بیشتر از هر چیزی دلم می خواد داستان مادر اردوان رو بدونم

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۱۵ ساعت پیش
  • Sara

    0

    من دیروز رفتم بازار بوی عطر لیمو و وانیل و ترکیب گلخانه ای خواستم طرف اولش جا خورد اما یه عطر بهم داد وای فوق العاده یود😍😍

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍😂

    ۱۵ ساعت پیش
  • هدا

    0

    اون خاطره بوس انگشتی قشنگ ترین بخش این پارت بود آخرش اصلاً انتظار اون ارتباط رو نداشتم.

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم خوشحالم که خوشت اومده

    ۱۵ ساعت پیش
  • یگانه

    0

    بچهها چرا هیچ کدوممون به این اشاره نکردیم که چرا پونه این بو رو میداد؟ چرا بوی مادر اردوان با بوی پونه یکی بود؟ ترکیب وانیل و لیمو، این نمی تونه بی دلیل باشه اردوان انگار یه خواهر داشته یعنی ممکنه اون خواهر نمرده باشه و اون پونه باشه؟ کیانا گفت این بو رو بی دلیل مطرح نکرده

    ۳ روز پیش
  • مریم

    0

    پونه مامانش پیره و باباشو تو کودکی از دست داده و گفت که بچه ناخواسته بوده،اگه اینجوری که تو میگی باشه یعنی خواهر اردوان رو اینا بزرگ کردن؟

    ۳ روز پیش
  • یگانه

    0

    اره میگم شاید اونا بزرگش کرده باشن از طرفی این بوی مشترک حس می کنم بی دلیل نیست اخه از طرفی اردوان انگار خواهر داشته چیز دیگه هم هست اینکه اگر اونا بزرگش کرده باشن چجوری همچین عطری رو استفاده می کنه ؟مادرش رو که یادش نمیاد تابخواد عطرش رو کپی کنه به هر حال کیانا هم گفت این بو یه نکته ایی داره

    ۳ روز پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    4

    یه حس کله گنده بهم میگه ماجرا پیچیده تر از این حرفاست

    ۳ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره😉

    ۲ روز پیش
  • مریم

    0

    احتمالش خیلی کمه

    ۳ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    👍

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خواهر داشته اما توی رمان یه جایی غیر مستقیم گفته شده که خواهر اردوان مرده و زنده نیست

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره عزیزم این بو نکته داره و جلوتر یه چیزهایی ازش به دست میارین

    ۲ روز پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    3

    اره حتی گفت که یه بچه ناخواسته بوده

    ۳ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بله

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    راجب والدین پونه درست گفتی و البته باید به سن پونه هم دقت کنید اگه خواهر اردوان زنده باشه سنش بیشتره

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید بفهمید که این بو چه طور به پونه رسیده به خواهر اردوان ربطی نداره

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم به سن کرکنر ها توجه کن پونه بیست سالشه اگه خواهر اردوان باشه باید بزرگ تر باشه

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    از طرفی باید اول متوجه بشید این بو چه طوری به پونه رسیده که از یه همچین عطری استفاده میکنه

    ۲ روز پیش
  • Zahra

    0

    این بو برای هومان اشناهه مامان اردوان هم استفاده می کرده دلوین هم داره استفاده می کنه حالا این وسط پونه هم داره ازش استفاده می کنه عجیبه اینجا یه چیزی حتما هست حس می کنم پونه با یه قصدی داره از این عطر استفاده می کنه

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    شاید اما خب چه قصدی میتونه داشته باشه؟

    ۱۵ ساعت پیش
  • Zahra

    0

    دلم برای بهراد می سوزه بخاطر دلوین تبدیل به چیزه دیگه داره می شه 💔

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۱۵ ساعت پیش
  • Zak

    0

    بله که دوشخصیته نیست منتها دلوین اینقدر باورش کرده بود که مطمئن بود از اینکه اردوان بوسش کرده

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بله متاسفانه:) البته دلوین افکار دخترونه خودش کار دستش داد😉

    ۱۵ ساعت پیش
  • پای قصه کیانا

    0

    خسته نباشی عزیزم مثل همیشه عالی بودی❤️اصلا دلم نمیخواد تموم بشع این شاهکار

    ۴ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    حالا حالاها ادامه داره😉

    ۲ روز پیش
  • پای قصه کیانا

    0

    واقعا😍😁😁من از خدامه کیانا جونی😍😍😎

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍😁👍

    ۲ روز پیش
  • رزا

    0

    نمیدونم از اینکه به پارت گذاری ها رسیدم خوشحال باشم یا ناراحت😂🥺

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خوش اومدی عزیزم از این به بعد هر شب همراهمونی

    ۲ روز پیش
  • محدثه

    0

    سلام.چرا دوشبه پارت نمیزارین؟

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    سلام گل قشنگم متاسفانه درگیر بودم و نتونستم پارت طولانی و خوب براتون بنویسم اما امشب پارت جدید روی سایته

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    سلام گل قشنگم متاسفانه درگیر بودم و نتونستم پارت طولانی و خوب براتون بنویسم اما امشب پارت جدید روی سایته

    ۲ روز پیش
  • فاطمه که

    0

    چرا بازم پارت گذاری ها نامنظم شد؟

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم همیشه پارت گذاری این رمان سر وقت بوده فقط به مدت دو هفته ( که از قبل اعلام کرده بودم) پارت گذاری از هر شب به شب های زوج تغییر کرد چون من دانشجوی ارشدم و امتحاناتم حضوری بود

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم همیشه پارت گذاری این رمان سر وقت بوده فقط به مدت دو هفته ( که از قبل اعلام کرده بودم) پارت گذاری از هر شب به شب های زوج تغییر کرد چون من دانشجوی ارشدم و امتحاناتم حضوری بود

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    و لطفا این مورد رو هم فراموش نکنید که تایپ این رمان تموم نشده و من همزمان دارم تایپ میکنم به خاطرهمین رخ دادن این جور اتفاقات طبیعیه

    ۲ روز پیش
کپی شد!