پارت صد و پنجاه و نهم :
اردوان_ حق نداری از من فاصله بگیری... نه الان... نه بعدا... نه هیچ وقت.
_ اردوان.
اردوان_ ششششش... دهنت رو ببند خفه شو.
و همون لحظه، همهی دنیا برام ایستاد.
فقط گرمای عجیب و نا به هنگام لب هایی که هرگز فکر نمی کردم اجازهی لمسشون رو داشته باشم، روی لب هام نشست.
ضربان قلبم مثل پتک توی قفسهی سینه ام کوبید و چشم هام تا آخرین حد ممکن گشاد شد.
نفسم توی گلو قفل شد.
مغزم
مطالعهی این پارت حدودا ۴۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دیگه باید به این تغییرهای یکهویی عادت کرده باشین 🤭 پارت طولانی میخوایین اینطوریه
۱۴ ساعت پیشفاطمه
0فکر کنم سوتفاهم شد کامنتم اعتراضی نبود اتفاقا هرچی طولانی تر بنویسی بیشتر دوست دارم یه جور تعریف بود عزیزم😍😉👍👍
۱۴ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه عزیزم منم ناراحت نشدم که 😂😍🫂میشناسمت میدونم منظورت چیه گل من بمونی برام
۱۴ ساعت پیشفاطمه
0قطعا یه راز بزرگ
۱۵ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۱۴ ساعت پیشنیدا
0از شوخی و دعوا یهو رسیدیم به غم مادر اردوان چه قدر خفن❤️
۲۱ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بمونی برام قشنگم🤍💋
۱۵ ساعت پیشیگانه
0مادر اردوان بوی وانیل می داد هومان گفت اون دخترم بوی وانیل می داده دلوین گفته مدت هاست عطر ی میگرم که بوی وانیل بده هومان گفت اگر چشمای اون دختر شبیه چشمای مادرم باشه نمی تونم چشماشو ازش بگیرم رادان برادر هومان و مادر رادان و هومان و اردوان احتمالا مشترکه یکی از این دو شخص مرد مخفی هومان یا رادان
۵ روز پیشالمیرا
4منم با چیزهایی که گفتی تقریبا موافقم فقط ی مشکلی هست. اینا سن هاشون خیلی به هم نزدیکه، یعنی ی نفر نمیتونه اینا رو زاییده باشه 😭😂. مخصوصا رادان و اردوان که یکی دو ماه با هم فاصله دارن. باز هومان و اردوان اگه برادر باشن منطقی تره. نمیدونم واقعا گیج شدم.
۴ روز پیشیگانه
0هومان ۲۹ سالشه اردوان فکر کنم ۲۷ سالش باشه رادان رو یادم نمیاد چند ساله بوده مطمئنین ۲ ماه از رادان کوچیک تره؟ دوستان اگر احتشام دلوین رو بفرسته سراغ هومان پس پدر دلویس کوچولو هومان، علاوه بر اون هومان کسایی رو دور برش داره که می خواد مراقب پونه باشن، از حرفاش بوی قدرت میاد نمی دونم منم گیج شدم
۴ روز پیشمریم
0اون شب تولد اردوان وارد ۲۹ سالگی شد
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره عزیزم
۴ روز پیشمرد مخفی
0بابا مگه دلویس پدر رادان نبود اخه چجوری ممکنه هومان پدر دلویس باشه
۴ روز پیشمرد مخفی
0ریدم این چی بود نوشتم💀 آقا اشتباه تایپی بود منظورم اینه مگه دلویس پسر رادان نبود 😵 💫🗿
۴ روز پیشمرد مخفی
0بابا 💩 تو این کیبورد بازم اشتباه شد دختر رادان نبود *😡🗿
۴ روز پیشالمیرا
0مخفی جان خدا خفت نکنه. مردم از خنده 🤣🤣
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂😂
۴ روز پیشیگانه
0معلوم نیست پدر دلویس دقیقا کیه دلویس چشماش ابیه "رادانم چشماش ابیه اماما نمی دونیم چشمای هومان چه رنگیه بید ببینیم هومان و دلوین با هم آشنا میشن یا نه فکر کنم مهبد برای مرد مخفی کار کنه بهراد گفته بود مهبد برای یکی کار می کنه و.. که تو کار خلافه انگار همون وارد کننده دارچین
۴ روز پیشسارا(منشی کیانا)
0نگاههای شهرام به مهبد هم حس میکنم مشکوک بود
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۴ روز پیشفائزه(زن صابر)
0مهبد برای مرد مخفی یا شاید هم مرد وحشی کار کنه چون شهرام وقتی به مهبد نگاه کرد من حس کردم از مهبد میترسید که چیزی لو بده :/
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اون نگاه میتونه بی دلیل یا با دلیل باشه
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خودتو اذیت نکن بچه ها خودشون درست میخونن😂
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اها اشتباه تایپی بوده😂😂
۴ روز پیشحنانه
0فعلا که مشخص نیست پدر دلویس کیه ما حدس زدیم رادان باشه اونم صرفا به خاطر رنگ چشماش و از طرفی به خاطر اینکه رادان دوروبر دلوین بود اون موقع
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۴ روز پیش🕊️سعیده
0بچه ها دلویس توهمه وجود نداره🤣🤣من به همه چیز این رمان مشکوکم شاید اصلا ما داریم توهم می زنیم که رمان می خونیم 😅😅
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
کی گفته دلویس توهمه؟ من بوسه بین اردوان و دلوین رو گفتم
۴ روز پیش🕊️سعیده
0منو سرکار می زاری آره ،،منم دلویس توهم می دونم 😂🤣🤣تو با احساسات من بازی کردی 😆
۴ روز پیشسارا(منشی کیانا)
0رسما بر علیه کیانا شورش کردی؟😂
۴ روز پیش🕊️سعیده
0پس چی من سر اردوان شوخی ندارم 😂،،انقد ذوق کردم همش الکی بود 😭حالا درست حسش تو استخر واقعی بود ولی بوسش توهم بود بازم چیزی رو عوض نمیکنه🤨😎
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
پس لازم شد یه پارت خفن بنویسم از دلت در بیارم😉😁
۲ روز پیش🕊️سعیده
0واقعاً 😃😀 این کارو می کنی 😍🤗پس من منتظر میمونم یادت نره هاا😊نویسنده ی جون جونی❤️
۲۱ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چشم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۱۵ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا😂
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقیقا😂
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
آها من فکر کردم از حرفم اینو برداشت کردی😂
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دلویس پدر رادان؟
۴ روز پیشفائزه(زن صابر)
0آره هومان کم کسی نیست از طرفی کیانا گفته بود که جزو کرکترهای اصلیه هومان و این که رادان یکی دو ماه از اردوان کوچیکتره توی پارت 80 به بعد که تولد اردوانه دلوین به این موضوع اشاره کرد که دو ماه اختلاف سنی دارن
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره عزیزم هومان یه ادم قدرتمنده
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
رادان هم 27 سالشه همسن اردوان
۴ روز پیشمرد مخفی
0اینطوری مامان فقط میزاییده😂 بیچاره استراحت نداشته فقط تو بیمارستان بوده😂😂
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره 🤭🤭
۴ روز پیشسارا(منشی کیانا)
0آره دقیقا یه ماه فاصله سنی دارن(اردوان و رادان) ولی هومان میتونه گزینه خوبی باشه
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همنطوره
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اردوان و رادان یه ماه اختلاف سنی دارن
۴ روز پیشمریم
0نگفت اگه چشای اون دختره شبیه مادرم باشه نمیتونم بگیرم فقط گفت اون دختره رو مثل مادرم تجسم میکنم در حالی که مادرشو ندیده پدرش براش تعریف کرده
۴ روز پیشسارا(منشی کیانا)
0دقیقا خوشم میاد به جملات خیلی دقت میکنی مریم😂همیشه یه سری سوتفاهم های دیالوگی و مونولوگی ما رو رفع میکنی😍😎🤞
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره غلط گیر اشتباهات شماست
۴ روز پیشمریم
0خواهش میکنم عزیزم 😎🤭
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۴ روز پیشحنانه
0نه عزیزم هومان اصلا نگفته مادرش یا اون دختره بوی وانیل و لیمو میده (فقط گفته پونه اون بو رو میده) بعد دلیل حساسیتش روی این بو اینه که توی یکی از پارت ها گفته که این بو یه طورایی براش اشناست و حس خوبی بهش داره اما یادش نمیاد کجا حس کرده باشه
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره عزیزم
۴ روز پیشسارا(منشی کیانا)
0خب لازمه بگم که رادان و اردوان یه ماه فاصله سنی دارن یعنی اردوان یه ماه از رادان بزرگ تره
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اره
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
مادر هومان یه همچین بویی نمیده (یعنی توی رمان مطرح نشده) فقط یه حساسیت عجیب یه اشنایی عجیب سر این بو داره
۴ روز پیش🕊️سعیده
3سلام شبتون بخیر بچه ها 🤗 امشب پارت نداریم؟؟
۳ روز پیشحنانه
0سلام عشقم چه خبر وای حسابی دلم برای چت کردن باهاتون تنگ شده عشقم من با کیانا تو پیوی حرف زدم گفت فردا شب میذاره درگیر بوده نتونسته بذاره🥺
۲ روز پیشفاطی
4وای منم خیلی دلم برای چت کردن تنگ شده دیشب پارت نداشتبم امشب هم احتمالا نداریم انگار چند ماهه پارت نداشتیم تااین حد دلتنگ پارت و چت با شمام🫠🥺
۲ روز پیشحنانه
0الهی قربونت برم منم همینطور❤️🫂
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤍
۲ روز پیشمریم
0اره انگار چند ماهه پارت نداریم🥺
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم🥺امشب پارت میذارم حتما
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم معذرت میخوام امشب پارت جدید روی سایته حتما
۲ روز پیش🕊️سعیده
0منم همینطور عزیزم 💝😘،حسابی عادت کردیم همین ساعت ها چت کنیم ،،من خبر نداشتم خیلی منتظر پارت بودم هم دیشب هم امشب همش میومدم چک میکردم 😥
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
من شخصا عذرخواهی میکنم درگیر بودم عزیزم ولی پارت امشب روی سایت میاد
۲ روز پیش🕊️سعیده
0خواهش میکنم ،،بلاخره پیش میاد برای هرکسی،،ماهم بیشتر برای که رمان دوست داریم از خوندش لذت می بریم این حرف می زنیم،،ممنونم انقد مثبت اندیشی حرف هارو از روی محبت می خونی🤗😍😘
۲۱ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم دختر مهربون
۱۵ ساعت پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم مرسی که خبر دادی
۲ روز پیشسارا(منشی کیانا)
0فکر کنم ن🥺
۲ روز پیش🕊️سعیده
0😭😭چرا 😭😭چرا😉
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نگران نباش قشنگم
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥺
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🥺
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سلام گل قشنگم امشب پارت جدید روی سایته متاسفانه این دو شب نرسیدم پارت خوب براتون بذارم
۲ روز پیشتارا
0الان بیشتر از هر چیزی دلم می خواد داستان مادر اردوان رو بدونم
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۱۵ ساعت پیشSara
0من دیروز رفتم بازار بوی عطر لیمو و وانیل و ترکیب گلخانه ای خواستم طرف اولش جا خورد اما یه عطر بهم داد وای فوق العاده یود😍😍
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍😂
۱۵ ساعت پیشهدا
0اون خاطره بوس انگشتی قشنگ ترین بخش این پارت بود آخرش اصلاً انتظار اون ارتباط رو نداشتم.
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم خوشحالم که خوشت اومده
۱۵ ساعت پیشیگانه
0بچهها چرا هیچ کدوممون به این اشاره نکردیم که چرا پونه این بو رو میداد؟ چرا بوی مادر اردوان با بوی پونه یکی بود؟ ترکیب وانیل و لیمو، این نمی تونه بی دلیل باشه اردوان انگار یه خواهر داشته یعنی ممکنه اون خواهر نمرده باشه و اون پونه باشه؟ کیانا گفت این بو رو بی دلیل مطرح نکرده
۳ روز پیشمریم
0پونه مامانش پیره و باباشو تو کودکی از دست داده و گفت که بچه ناخواسته بوده،اگه اینجوری که تو میگی باشه یعنی خواهر اردوان رو اینا بزرگ کردن؟
۳ روز پیشیگانه
0اره میگم شاید اونا بزرگش کرده باشن از طرفی این بوی مشترک حس می کنم بی دلیل نیست اخه از طرفی اردوان انگار خواهر داشته چیز دیگه هم هست اینکه اگر اونا بزرگش کرده باشن چجوری همچین عطری رو استفاده می کنه ؟مادرش رو که یادش نمیاد تابخواد عطرش رو کپی کنه به هر حال کیانا هم گفت این بو یه نکته ایی داره
۳ روز پیشسارا(منشی کیانا)
4یه حس کله گنده بهم میگه ماجرا پیچیده تر از این حرفاست
۳ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره😉
۲ روز پیشمریم
0احتمالش خیلی کمه
۳ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
👍
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خواهر داشته اما توی رمان یه جایی غیر مستقیم گفته شده که خواهر اردوان مرده و زنده نیست
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره عزیزم این بو نکته داره و جلوتر یه چیزهایی ازش به دست میارین
۲ روز پیشسارا(منشی کیانا)
3اره حتی گفت که یه بچه ناخواسته بوده
۳ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
راجب والدین پونه درست گفتی و البته باید به سن پونه هم دقت کنید اگه خواهر اردوان زنده باشه سنش بیشتره
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید بفهمید که این بو چه طور به پونه رسیده به خواهر اردوان ربطی نداره
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم به سن کرکنر ها توجه کن پونه بیست سالشه اگه خواهر اردوان باشه باید بزرگ تر باشه
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
از طرفی باید اول متوجه بشید این بو چه طوری به پونه رسیده که از یه همچین عطری استفاده میکنه
۲ روز پیشZahra
0این بو برای هومان اشناهه مامان اردوان هم استفاده می کرده دلوین هم داره استفاده می کنه حالا این وسط پونه هم داره ازش استفاده می کنه عجیبه اینجا یه چیزی حتما هست حس می کنم پونه با یه قصدی داره از این عطر استفاده می کنه
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شاید اما خب چه قصدی میتونه داشته باشه؟
۱۵ ساعت پیشZahra
0دلم برای بهراد می سوزه بخاطر دلوین تبدیل به چیزه دیگه داره می شه 💔
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۱۵ ساعت پیشZak
0بله که دوشخصیته نیست منتها دلوین اینقدر باورش کرده بود که مطمئن بود از اینکه اردوان بوسش کرده
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله متاسفانه:) البته دلوین افکار دخترونه خودش کار دستش داد😉
۱۵ ساعت پیشپای قصه کیانا
0خسته نباشی عزیزم مثل همیشه عالی بودی❤️اصلا دلم نمیخواد تموم بشع این شاهکار
۴ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
حالا حالاها ادامه داره😉
۲ روز پیشپای قصه کیانا
0واقعا😍😁😁من از خدامه کیانا جونی😍😍😎
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍😁👍
۲ روز پیشرزا
0نمیدونم از اینکه به پارت گذاری ها رسیدم خوشحال باشم یا ناراحت😂🥺
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خوش اومدی عزیزم از این به بعد هر شب همراهمونی
۲ روز پیشمحدثه
0سلام.چرا دوشبه پارت نمیزارین؟
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سلام گل قشنگم متاسفانه درگیر بودم و نتونستم پارت طولانی و خوب براتون بنویسم اما امشب پارت جدید روی سایته
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سلام گل قشنگم متاسفانه درگیر بودم و نتونستم پارت طولانی و خوب براتون بنویسم اما امشب پارت جدید روی سایته
۲ روز پیشفاطمه که
0چرا بازم پارت گذاری ها نامنظم شد؟
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم همیشه پارت گذاری این رمان سر وقت بوده فقط به مدت دو هفته ( که از قبل اعلام کرده بودم) پارت گذاری از هر شب به شب های زوج تغییر کرد چون من دانشجوی ارشدم و امتحاناتم حضوری بود
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم همیشه پارت گذاری این رمان سر وقت بوده فقط به مدت دو هفته ( که از قبل اعلام کرده بودم) پارت گذاری از هر شب به شب های زوج تغییر کرد چون من دانشجوی ارشدم و امتحاناتم حضوری بود
۲ روز پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
و لطفا این مورد رو هم فراموش نکنید که تایپ این رمان تموم نشده و من همزمان دارم تایپ میکنم به خاطرهمین رخ دادن این جور اتفاقات طبیعیه
۲ روز پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه
0آخر پارت با بهراد کلاً فضای داستان عوض شد. انگار از یه رمان عاشقانه پرت شدم وسط یه فیلم جنایی😩😰